عبد ممد للری

(واي) عبد ممد لَلَري، (واي) سيچه (واي) نمردي

(واي) چارشنبد (آي) بيست (واي) يكم، خوت گل ابردي

(واي) چارشنبد (آي) بيست (واي) يكم، (آي) خم گل ابردم

(واي) ار ايدونستم ايميره (واي)، خم بجاس ايمردم

(واي) ز للر زيدوم (اي) به در، (واي) كـُتـُك اُن دُوونُم

(واي) لاش اسپيد خدابس (آي) تش نهاد به جونم

(واي) ز للر زيدوم (اي) به در، (واي) كتكا نيامه

(واي) لاش اسپيد خدابس (اي)، كور كرد تيامه

(واي) ز للر زيدوم (اي) به در، (واي) دستم پتيه

(واي) ايخوم برم هونه (واي) گلم خجالتيه

پيشم كُه (آي) پشتم (آي) كمر، (واي) دورم تفنگچي

(واي) خدابس (آي) جون او بَووت (اي)، تند پاته ورچي

********************************

عبدالمحمد لَلَري  برا چي نمردي؟

چهارشنبه بيست و يكم خودت گل (معشوق) رو بردي

چهارشنبه بيست و يكم خودم گل رو بردم

اگر ميدونستم مي ميره خودم بجاش مي مردم

از للر زدم بيرون، به سمت كتك الان مي دوم

بدن (جسد) سفيد «خدابس» آتيش گذاشت به جونم

از للر زدم بيرون، كـُـتـُـك جلومه (روبرومه)

بدن سفيد «خدابس» كور كرد چشمام رو

از للر زدم بيرون، دستم خاليه

ميخوام برم خونه‌ي گلم، [وضعيتم با دست خالي] باعث خجالته

جلوم كوه، پشت سرم كوه، اطرافم تفنگچي

«خدابس» جون اون پدرت، زود پاتو ورچين (زود قدم بردار)