شهيد عبدالرضا محمدي قبل از شهادت محل قبر خودش را به مادرش نشان داد.

نشان دادن محل قبر خود دوسال قبل از شهادت

شهيد عبدالرضا محمدي بردبري در يکي از روزهاي سال 1363 به اتفاق مادر بزرگوارش مسير 3 کيلومتري سه راه بردبر تا روستا را بايد پياده طي مي نمود درگردنه مشرف به روستا که امامزاده پيرمحمد(ع) و مزارشهيد فريدون محمدي قرار دارد، براي زيارت و استراحت به سوي امامزاده و گلزار شهيد فريدون رفتند بعد از زيارت و اداي احترام و فاتحه به محضر شهيد، مادر شهيد نقل کرد که ديدم عبدالرضا آرام و باخنده کنار مزار شهيد فريدون خوابيد و گفت: مادر اينجا جاي من است، مادر شهيد گفت: ناراحت شدم و گفتم خدانکنه، عبدالرضا گفت: مادر، برام دعا کن خيلي سعادت مي خواد کسي اينجا خاک بشه.

پس از گذشت دو سال، در سال 1365عبدالرضا محمدي در عمليات کربلاي 4 به فيض عظيم شهادت نائل شد و در جوار شهيد فريدون محمدي در همان محلي که خود به مادر نشان داد به خاک سپرده شد.

 

زندگی نامه معلم بسيجي شهيد عبدالرضا محمدي بردبري

شهيد عبدالرضا محمدي بردبري فرزند حاج محمد ذاکر در سال 1348در خانواده اي مومن ،مذهبي و متدين در روستاي بردبر از توابع شهرستان لردگان ديده به جهان گشود تحصيلات ابتدايي را باموفقيت در دبستان محل سکونت خويش به پايان برد وجهت ادامه تحصيل راهي مدرسه راهنمايي باقريه  بروجن شد ودراين مقطع تحصيلي با کسب امتيازاتي در  علم ودانش مقطع راهنمايي را سپري کرد ودر ادامه تحصيلات متوسطه در دانشسراي تربيت معلم باقريه شهرستان بروجن ثبت نام و به ادامه تحصيل پرداخت در وسط سال تحصيلي با شوق و علاقه اي که نسبت به امام وانقلاب وجنگ داشت جهت فراگير فنون نظامي راهي پادگان آموزشي امام حسن (ع ) شد وبعداز طي آموزش نظامي بسيج راهي جبهه هاي حق عليه باطل شد ودر چندين عمليات درقالب دلاور مردان تيپ قمربني هاشم (ع) شرکت داشتند ودر عمليات والفجر هشت در جمع رزمندگان سپاه اسلام در فتح فاو عراق به رسالت انقلابي خويش عمل نمود

شهيد بزرگوار از جمله افرادي بودند که در تاسيس و شکل گيري بسيج روستاي بردبر نقش حساس داشتند ودر اکثر مواقع داوطلبانه در گشت و نگهباني بسيج محل حضور داشتند و اکثر عصر پنج شنبه ها که از بروجن به روستاي بردبر مي آمدند با قرآني که هميشه همراه داشت در جوار مزار مطهر شهيد فريدون محمدي قرار مي گرفت ومدتي را با خواندن قرآن و نماز و دعا طي ميکرد و سر انجام عشق به امام و شهيدان و جنگ با دشمن آرامش نگذاشت ودر تاريخ 10/9/1365با خيل سپاهيان صد هزارنفري حضرت محمد(ص) از بسيج شهرستان بروجن با دوستان و معلمان خود راهي دفاع از کيان اسلامي شد (ياد و نام معلم شهيد جهانگير روا بروجني )با نام شهيد عبدالرضا محمدي باهم عجين شده بود اما شهيد بزرگوار به جمع رزمندگان يگان دريايي تيپ قمر بني هاشم (ع )رفت در گروهان حضرت علي اصغر (ع) به فرماندهي شهيد نصر قرار گرفت ودر عمليات کربلاي 4در تاريخ 4 دي ماه 1365درمنطقه ام الرصاص خرمشهر به خيل ملکوتيان پيوست و روح بي قرارش در جوار خداي خويش آرام گرفت وبه آسمانها پرواز کرد.

  

وصيت نامه شهيد

ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتابل احياءعند ربهم يرزقون

وکسانيکه در راه خدا کشته ميشوند مرده مپنداريد بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي گيرند

قال صادق (ع) کونوا لنا زينا ولا تکونوا علينا شينا ::: براي ما زينت باشيد و براي ما ننگ نباشيد

سپاس و ستايش خداوندي را که با فرستادن سفيراني انسان را از گمراهي و ضلالت نجات داد . سلام بر مهدي موعود آخرين سلسله امامت ودرود برنايب برحقش حضرت امام خميني که با رهبري هاي پيامبر گونه خود جامعه مارا نجات دادو پرده ظلمت و تاريکي را دريد ولانه عنکبو تيان را در هم ريخت و نور را به ارمغان آورد. سلام بر شما امت شهيد پرور که هميشه با پيروي از رهبر خود نقشه هاي شوم دشمنان را نقش برآب مي کنيد ،با استقامت و هوشياري خود اميد آنهاييکه عمال داخلي شيطانند و موذيانه به گوشه اي مي خزيده بي شرمانه آب به آسياب دشمن مي ريزند به ياس تبديل نموده ايد و بدانند که لحظه به لحظه به سوي هلاکت پيش مي روند وشيطان رانده شده آنها را به دنبال خود به دوزخ ميبرد.

امروز راه برحسينيان و ملکوتيان روشن است و عاشقان لقاءالله قدم در آن راه دارندو آنها رستگارانند.

پدر جان: من امروز بهترين راه مردن که همان شهادت است را آگاهانه انتخاب نموده ام يعني همان مرگي که اولين شهيد محراب علي (ع)در آغوش کشيد .خدا راشکر کن و سپاسگزار باش که هديه اي از تو قبول نموده و خوشحالم که به آرزويم رسيدم ووظيفه شيعه بودن و رهرو امام بودن را انجام دادم .

از شما مي خواهم که لحظه اي در پاسداري از ره آوردهاي انقلاب غفلت نکنيد واز امام جدا نشويد.

امروز دست دشمن قسم خورده اسلام از آستين صدام بيرون آمد و او با عدهاي خدا نشناس که سر سپرده اند ملت دو کشور را وارد جنگ نموده و از هر طرف کشته شوند به نفع آنهاست چون ضربه اي به اسلام است و ما وظيفه داريم  براي رهايي آنها از پاي ننشينيم و اسلام را ياري کنيم.

مادرم : در فقدان من گريه نکن که باعث شادي دشمن گردد واگر خواستي گريه کني امام حسين (ع) و حضرت زينب (س)را بياد آور و گريه کن و چنانچه نافرماني کردم مرا ببخش و صبور و شکيبايي را فرموش نکن.

 

برادران و خواهران، اقوام وبستگان به هوش باشيد امروز روز امتحان و آزمايش است جبهه ها را خالي نگذاريد واز هر گونه کمکي که از دستتان مي آيد کوتاهي نکنيد و از خدا بخواهيد نهايتا شهادت را نصيب کند واز او ميخواهيم موجب زينت و افتخار اسلام وانبياءبه فرموده امام صادق (ع) باشيم.جز قدم برداشتن در راه آنها نيست ونشستن در خانه به طوريکه بي تفاوت سبب شکست اسلام است وبراي امت اسلامي ذلت ببار مي آورد .شهادت در مکتب چيزي است که مردم عاشقانه وبا راز ونياز به درگاه خداوند بسوي آن مي شتابند و به چنين مرحله اي ميرسند.چنين نيست که بعضي گمان کنند بعلت رفتن يا نرفتن است بياد آريد امام حسين (ع) را که اهل خانواده اش را از مدينه به سوي سرزمين سوزان کربلا مي آورد وخود در روز عاشورا با هفتاد و دوتن از يارانش اسير مي شوند .

ان الله شاءان يراک  قتيلا... و اين خواست خدا بود که تو کشته شوي ...

وچه خوب است که اين کشته شدن در راه خدا و زنده نمودن دين اسلام باشد . عزيزان سعي کنيد زير بار ذلت نرويد و شهادت در راه خدا که از عسل شيرين تر است را انتخاب کنيد                       و السلام

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

جنگ جنگ تا پيروزي

عبدالرضا محمدي - روحش شاد ويادش گراميباد

 

بيقرار

من بيقرار ذکرهاي آخرينم

من بيقرار خيبر و فتح المبينم

آغوش من آرامگاه صد شهيد است

چشمان من زائر به رگهاي بريد است

من زائر مصداق هاي سرخ مرگم

من داغدار غنچه هاي برگ برگم

پايم درون قتلگاه فکه گير است

قلبم ميان تنگه چزابه اسير است

چشمان من مبهوت بستان وجفير است

من عابدوسنگر برايم همچودير است

اي لاله هاي سرخ آه اي فاطميون

آه اي طلايه اي شلمچه اي مجنون

رفتيد اي ياران ولي جامانده ام من

اي کاروان تنهاي تنها مانده ام من

لبيک ها لبيک ها آخر کجاييد

با حنجر سکوت من بيعت نماييد

همسنگرم بشکن حديث غربت من

اي شمع ،الرحمن بخوان برتربت من

من جرعه نوش ساغر روز الستم

آن روز من با فاطمه(س) ميقات بستم

مولاي من ،مولاي من ،من با توهستم

تنها گذارم گرتورا ،نامرد هستم

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 3.0 stars out of 5.


جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ
عکس شهدا را می بینیم ولی برعکس شهدا عمل میکنیم. نصراله نصراصفهانی ۱۳۹۴/۰۳/۲ ۲۱:۵۹

نصراله نصراصفهانی
عکس شهدا را می بینیم ولی برعکس شهدا عمل میکنیم.
+1 (1 رای)
پست شده در ۱۳۹۴/۰۳/۲ ۲۱:۵۹