سحری خوانی

سحری خوانی


ایران پهناور در کنار پیشینه سترگ فرهنگی، اقلیم های  متنوع جغرافیایی و اقوام مختلف، لبریز از آیین ها و خرده روایت های نمایشی است که در این میان بخش مهمی از آن اشکال نمایش مذهبی و معنوی به ماه مبارک رمضان مربوط می شود. از قدیم الایام، برای بیدار شدن در سحرهای ماه مبارک رمضان و تشخیص وقت دقیق سحر و انجام اعمال مخصوص از وسایل و روش‌های گوناگونی استفاده می‌کردند. بعضی از این روش‌ها امروزه نیز متداول و برخی منسوخ شده اند. از جمله شناختن ستارگان و محل و جای آنها در آسمان، بانگ خروس، روشن کردن چراغ‌هایی در نقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد، صدای نقاره و طبل و شیپور، صدای مناجات از گلدسته‌های مساجد، جار کشیدن در کوچه‌ها، صدای بوق حمامها، کوبیدن دیوار همسایه و غیره از روش‌های پیشین بود. سحری‌خوانی‌ قدیم ریشه در فرهنگی والا و تفکری عمیق داشت که هزار سال پیش از تولدش، خواجه‌ی هرات به نوعی بنیان‌اش را نهاده بود. آن روزگار، زبان عربی حکم زبان انگلیسی امروز را داشت. همه به این زبان ترویج علم می‌کردند و تمام منابع دینی هم به همین زبان بود. در نتیجه به جز اهل علم و ادب، عامه‌ی مردم فارسی‌زبان با وجود مسلمان بودنشان درکی از واژگان عربی نداشتند و بیشتر دعاهای مذهبی برایشان مفهوم نبود. گویا خواجه عبدالله انصاری به نیاز زمانش واقف بود که مناجات‌های فارسی و زیبایی را در قالب دوبیتی به یادگار نهاد. یادگاری که به سرعت با نغمات موسیقی ایرانی عجین گشت و نزدیک به هزار سال مناجات‌خوان‌ها دل و جان مؤمنان را صفا بخشیدند.
سحری‌خوانی آداب خاصی دارد. اشعار مخصوص و همین‌طور نغمات مخصوص به خود. غم و غصه و گریه در این آیین جایگاهی ندارد و طبیعتاً نغمات‌اش نمی‌تواند رزمی و بزمی هم باشد. اما سحری خوان ها افراد خوش صدا به حسب وظیفه ای که میراث اجدادی شان بود، یک یا دو ساعت مانده به اذان، مناجات زیبایی را که اغلب منتخبی از اشعار شاعران پهنه ادب پارسی بود، بر بام خانه شان به اجرا در می آوردند. مردم با این آوازها بیدارها شده و به تدارک سفره سحری می پرداختند. این آوازخوانی در هر نقطه نام خاصی داشت؛ مناجات خوانی، مناجات سحری، سحرخوانی، شب خوانی رمضان و سحر آوازی برخی از آنها هستند.

گلدسته خوانی :
اگر منطقه وسیع تر بود، خوش خوان ها به صورت 2 تا 4 نفره به مسجد محله رفته و در گلدسته مسجد جا گرفته و به نوبت، به صورت تک صدایی و یا 2 صدایی مناجات سحری را می خواندند . به این عمل "گلدسته خوانی" می گفتند و افرادی که به این عمل می پرداختند گلدسته خوان نامیده می شدند. این گروه تا نزدیک اذان کار خود را انجام می دادند.

صلوات خوانی :
گروه گلدسته خوان به نزدیک اذان که می رسیدند ابیاتی را می خواندند که در پایان هر بیت آن یک صلوات بود و همین رمزی بود که مردم تازه بیدار شده را آگاه می کرد که دیگر وقت کمی برای خوردن سحری دارند. به این کار "صلوات خوانی" می گفتند. برخی از این ابیات به این شرح هستند :

صلوات را خدا گفت، در وصف انبیا گفت
رسول مصطفی گفت، علی مرتضی گفت
صل علی محمد، صلوات بر محمد
بعد علی حسن بود، چون غنچه در چمن بود
صل علی محمد، صلوات بر محمد