خروس خون

واي دوش پسين مينه گردنه هاي ولا افتو ولم كرد

واي شوق ديدار گلم واي ولا خين به دلم كرد

واي بلال بلالم بلال بلالم ددر خالك به نفتت

هاي تش به جونم اي وني گلم با گفت و لفتت

واي شو مه و بال رو واي ولا چه دلپسنده

واي مو كه يارم ايچو ني واي ديه دل سيم نمنده

واي چه خووه شو مهي پا تش تنگي

واي تا خروس خون گپ زني وا همدرنگي

واي چه خووه شو مهي پا تش چاله

واي سير بخوني سي گلت بلال بلاله

**********************************

ديروز عصر توي گردنه (راه باريك) آفتاب گـُم‌ام كرد (غروب كرد)

شوق ديدار گلم، خون به دلم كرد

بلال بلالم، دختر خالك به بيني‌ات

آتيش به جونم ميذاري گلم، با صحبت كردنت

شب مهتاب و كنار رودخونه چه دلپسنده

من كه يارم اينجا نيست ديگه دل برام نمونده

چه خوبه شب مهتابي پاي آتيش

تا خروس خون (سحر) گپ بزني با يك همصحبتي

چه خوبه شب مهتابي پاي آتيش اجاق

سير بخوني براي گلت، آواز بلال بلال رو