رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۸

حسود هرگز نیاسود

دانلود

مرد ثروتمند و حسودی که تخت او از پول بود در بهترین قسمت شهر زندگی می کرد. او حتی تحمل شنیدن صدای خنده بچه ها را که در پارک بازی می کردند نداشت .او به سراغ بچه ها رفت وتوپ آنها را دزدید در حین فرار کردن با ماشین تصادف کرد و جلوی قصابی افتاد . او مرد قصاب را دید که به گربه محل تکه ای گوشت می داد این مساله باز هم او را آزار داد درون پارک برای کودکی جشن تولد گرفته بودند صدای خنده و شادی مرد حسود را عصبانی کرد. هرچقدر آنها بیشتر می خندیدند مرد حسود عصبانی تر می شد. او تمام رنگ های شاد شهر را پاک کرد و برای نشنیدن صدای شادی مردم به خانه اش و تنهایی پناه برد.سزای انسان حسود تنهایست

رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 3.0 stars out of 5.