رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

اهانت

دانلود

در شهر قصه ما پسر بی ادبی زندگی می کرد که به هر کسی که سر راه او قرار می گرفت  اهانت می کرد . او از افعال زشت  در صحبت های خود استفاده می کرد. او به آقای قصاب، میوه فروش، پیک موتوری، صاحب رستوران و ... توهین کرد. یک روز که برای خرید گوشت به قصابی رفت آقای قصاب او را شناخت و به خاطر رفتار زشتش او را از مغازه بیرون کرد. مرد میوه فروش نیز او را شناخت و به او میوه ای نفروخت. پسر بی ادب که به رستوران رفت  از کرده خود بسیار خجالت کشید

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.