رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۸

اسراف

پسر کوچکی با خوراکی های بسیار به پارک رفت او خوراکی ها را نصف و نیمه درون سطل زباله می انداخت. آقای شلنگی که از آنجا عبور می کرد نتوانست این مساله را تحمل کند و به پسر تذکر داد. او تعریف کرد که در جوانی بسیار ثروتمند بوده و مهمانی های بسیاری برگزار می کرده است . در این مهمانی ها غذا و میوه و شیرینی بسیاری اسراف می شد و به سطل زباله فرستاده می شد. بلاخره آقای شلنگی ورشکسته شد و به زندان افتاد. نتیجه این قصه  این بود که پسر کوچک خوراکی های اضافه را به مغازه پس داد

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.